X
تبلیغات
رایتل

آماده باش سفر آخرت نزدیک است

مرگ ابتدای سفر آخرت

این منزل پیچ و خمهاى دشوار دارد، اینک ما به دو نمونه از آن اشاره مى کنیم : مرحله اول مرگ ، شدت جان کندن و سکرات مرگ است "جزء 26 سوره ق آیه 19«وَجَاءتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ» یعنی : و سکرات مرگ‏ (بی خودی های لحظات آخرین حیات)، به راستى در رسید؛ این همان است که از آن مى‏گریختى‏؛  این مرحله اى است بسیار دشوار که شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو مى کند؛ از طرفى شدت مرض ‍ و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام ، از طرف دیگر گریستن اهل و عیال و وداع آنها با او و غم یتیمى و بى کس شدن بچه هاى خود، از طرف دیگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاک و اندوخته ها و چیزهاى نفیس ‍ خود که عمر عزیز خود را صرف به دست آوردن آنها کرده و چه بسا که بسیارى از آنها مال مردم بود که با ظلم و غصب ، آنها را مالک شده و چقدر حقوق بر اموال او تعلق گرفته و نداده ، حال ملتفت خرابیهاى کار خود شده که کار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده.

 

ادامه در ادامه...

مرگ ابتدای سفر آخرت

این منزل پیچ و خمهاى دشوار دارد، اینک ما به دو نمونه از آن اشاره مى کنیم : مرحله اول مرگ ، شدت جان کندن و سکرات مرگ است "جزء 26 سوره ق آیه 19«وَجَاءتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِکَ مَا کُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ» یعنی : و سکرات مرگ‏ (بی خودی های لحظات آخرین حیات)، به راستى در رسید؛ این همان است که از آن مى‏گریختى‏؛  این مرحله اى است بسیار دشوار که شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو مى کند؛ از طرفى شدت مرض ‍ و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام ، از طرف دیگر گریستن اهل و عیال و وداع آنها با او و غم یتیمى و بى کس شدن بچه هاى خود، از طرف دیگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاک و اندوخته ها و چیزهاى نفیس ‍ خود که عمر عزیز خود را صرف به دست آوردن آنها کرده و چه بسا که بسیارى از آنها مال مردم بود که با ظلم و غصب ، آنها را مالک شده و چقدر حقوق بر اموال او تعلق گرفته و نداده ، حال ملتفت خرابیهاى کار خود شده که کار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده.

 

امیرالمومنین (علیه السلام) در توصیف سکرة الموت فرموده: (طالب دنیا) از هیچ پند دهنده ای پند نمی گیرد در حالى که مى‏بیند عده‏اى ناگهان گرفتار شدند (و مرگ آنها را از پاى در آورد) در جائى که نه فسخ پیمان ممکن است و نه راه بازگشتى دارد، چگونه بلاهائیکه نمى‏دانستند و انتظار آن را هم نداشتند بر سر آنها فرود آمد و دنیائى را که جاودانى مى‏پنداشتند بزودى از آن جدا شد و به آنچه در آخرت به آنها وعده داده بودند رسیدند.

بدان مرگ هم گوش تو را می‌بندد و هم زبان تو را و تنها باید نظارگر گریستن اهل خانه باشی و نتوانی یاریشان کنی و همه از تو دور می‌شوند

مولای متقیان در ادامه می فرمایند : مرگ کوبنده‏ترین تهدیدها است و بلاهائى که بر آنها فرود آمده قابل توصیف نیست: سکرات مرگ، و حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم آورد، در سکرات مرگ اعضاء بدنشان سست گردید، و در برابر آن رنگ خود را باختند، سپس کم کم مرگ در آنها نفوذ کرد، بین آنها و بین زبانشان جدائى افکند و او همچنان در میان خانواده خود با چشم نگاه میکند، و با گوشش مى‏شنود، در حالى که عقلش سالم است، فکرش باقى است، مى‏اندیشد که عمرش را در چه راه فانى کرده، و روزگارش را در چه راهى سپرى نموده است، به یاد ثروتهائى که جمع کرده مى‏افتد، همان ثروتى که در جمع آورى آن چشمها را بهم گذارده و از حلال و حرام و مشکوک را انباشته و گناه جمع آورى آنها همراه او است، هنگام جدائى از آنها فرا رسیده، براى وارث بجاى مى‏ماند، از آن متنعم میشوند، و از آن بهره مى‏گیرند، راحتى آن براى دیگرى و سنگینى گناهش بر دوش او است، و او در گرو این اموال است، پس او دست خود را از پشیمانى مى‏گزد (و این) بخاطر چیزهائى است که به هنگام مرگ برایش روشن مى‏گردد، او در این حال نسبت به آنچه در زندگى به آن علاقه داشت بى‏اعتنا است. آرزو میکند که: اى کاش آن کس که در گذشته بر ثروت او غبطه مى‏خورد و بر آن حسد مى‏ورزید، او این اموال را جمع کرده بود مرگ همچنان بر اعضاء بدنش چیره مى‏شود تا آنجا که گوشش همچون زبانش از کار مى‏افتد، بطورى که در میان خانواده‏اش نمى‏تواند با زبانش سخن گوید، و با گوشش بشنود، پیوسته به صورت آنان مى‏نگرد، و حرکات زبانشان را مى‏بیند اما صداى کلام آنان را نمى‏شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا مى‏گیرد، چشم او نیز همچون گوشش از کار خواهد افتاد و روح از بدنش خارج مى‏شود، و همچون مردارى بین خانواده‏اش مى‏افتد، آن چنانکه از نشستن نزدش وحشت مى‏کنند و از او دور مى‏شوند، نه سوگواران را یارى مى‏کند و نه به آن کس که او را صدا مى‏زند پاسخ مى‏گوید سپس او را به سوى منزلگاهش در درون زمین حمل مى‏کنند، و به دست عملش مى‏سپارند، و از دیدارش براى همیشه چشم مى‏پوشند .

مرگ

محدث قمی می افزاید : از طرفى ترس ورود به جائى که غیر از این دنیا است و چشمش چیزهایى را مى بیند که پیش از این نمى دید، آیه شریفه می فرماید: جزء 26 سوره ق آیه 22 «لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» یعنی (به او مى‏گویند:) (واقعاً که از این حال سخت در غفلت بودى‏. ولى‏ ما پرده‏ را (از جلوى چشمانت‏) برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز است‏.

حضرت رسول و اهل بیت او و ملائکه رحمت و ملائکه غضب را حاضر مى بیند تا درباره او چه حکم شود و چه سفارشى نمایند، و از طرف دیگر، شیطان و یارانش براى آنکه او را به شک اندازند جمع شده اند و مى خواهند کارى کنند که بى ایمان از دنیا برود، و از طرفى وحشت از آمدن ملک الموت دارد که آیا به چه هیئت خواهد بود، و به چه نحو جان او را خواهد گرفت و از این دست مطالب راستین، و همانگونه که گفتیم مولای متقیان فرمودند "فاجتمعت علیه سکرات الموت فغیر موصوف ما نزل به" یعنی شدت جان کندن بر او فرود آمده و آن حال قابل توصیف نیست  .

از این حال سخت در غفلت بودى‏. ولى‏ ما پرده‏ را (از جلوى چشمانت‏) برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز است‏

شیخ کلینى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) را درد چشمى عارض شد حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت آن حضرت تشریف برد او را دید که صیحه و فریاد مى کشد، فرمود که آیا این صیحه جزع و بیتابى است یا از شدت درد است ؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض ‍ کرد یا رسول الله من هنوز دردى نکشیده ام که سخت تر از این درد باشد. فرمود یا على چون ملک الموت براى گرفتن روح کافر نازل شود سیخى از آتش را با خود بیاورد و با آن سیخ روح او را بیرون کشد پس صیحه کشد! حضرت امیرالمؤ منین(علیه السلام) چون این را شنید برخاست و نشست و گفت : یا رسول الله دوباره حدیث را بر من بخوان سپس گفت آیا از امت شما کسى به این نحو قبض روح مى شود؟ فرمود بلى حاکمى که جور کند و کسى که مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و کسى که شهادت دروغ دهد.

و اما چیزهائى که سبب آسانى سکرات موت است از جمله :

شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرمود هر که بخواهد که حق تعالى بر او سکرات مرگ را آسان کند باید صله ارحام و و دلجویی خویشان خود کند، و به پدر و مادر خود نیکى و احسان نماید، پس هر گاه چنین کند خداوند دشواریهاى مرگ را، بر او آسان کند و در حیات خود فقر به او نرسد.

مرگ

 روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله نزد جوانى بهنگام وفات او حاضر شد پس به او فرمود: بگو: لا اله الا الله ، آنگاه زبان آن جوان بسته شد و نتوانست بگوید، و هر چه حضرت تکرار کرد باز نتوانست بگوید؛ پس حضرت به آن زنى که کنار جوان بود گفت : آیا این جوان مادر دارد؟ عرض کرد: بلى من مادر او مى باشم فرمود: آیا تو بر او خشمناکى ؟ گفت : بلى و الان شش سال است که با او سخن نگفته ام حضرت فرمود که از او راضى شو. آن زن گفت "رضى الله عنه برضاک یا رسول الله" یعنی خدا از او راضی شود به خاطر رضایت شما و چون این کلمه را که مُشعِر بر رضایت او بود از پسرش گفت ، زبان آن جوان باز شد. حضرت به او فرمود بگو: لا اله الا الله گفت : لا اله الا الله حضرت فرمود چه مى بینى ؟ عرض کرد: مرد سیاه قبیح المنظر با جامه هاى چرکین و بدبو که نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته . حضرت فرمود: بگو: «یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل منى الیسیر واعف عنى الکثیر انک انت الغفور الرحیم» یعنی ای کسی که پذیرنده اندک اعمالی و از گناهان بسیار در می گذری، اعمال اندک مرا پذیرا باش و از گناهان زیاد من در گذر ، بدرستیکه هر آینه تو بسیار آمرزنده و مهربانی .

آن جوان این کلمات را گفت آن وقت حضرت به او فرمود: نگاه کن چه مى بینى ؟ گفت : مردى سفید رنگ ، نیکو صورت ، خوشبو با جامه هاى خوب را مى بینم که به نزدم آمده و آن سیاه پشت کرده و مى خواهد برود؛ حضرت فرمود: این کلمات را تکرار کن ، تکرار کرد، حضرت فرمود: چه مى بینى ؟ عرض کرد: دیگر آن سیاه را نمى بینم و آن شخص نورانى نزد من است ، پس در آن حال آن جوان وفات کرد.

محدث قمی مى گوید: خوب در این حدیث تأمل کن ببین اثر عاق پدر و مادر چه اندازه است که این جوان با آنکه از صحابه است و شخصى مانند پیغمبر به عیادت او آمده و به بالین او نشسته و خود آن جناب کلمه شهادت به او تلقین فرموده ولى نتوانست آن کلمه را تلفظ کند مگر وقتى که مادرش از او راضى شد آن وقت زبانش باز شد و کلمه شهادت گفت.

و دیگر از حضرت صادق (ع) مروى است که هر کس جامه زمستانى یا تابستانى را بر برادر خود بپوشاند، خداوند او را از جامه هاى بهشتى مى پوشاند و سکرات مرگ را بر او آسان مى کند و قبرش را گشاد مى سازد.

از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که هر که برادر خود را حلوائى بخوراند حق تعالى تلخى مرگ را از او برطرف مى کند و از چیزهائى که براى محتضر سودمند است خواندن سوره یس ، و الصافات و کلمات فرج بر بالین محتضر است .

براى روزه گرفتن بیست و چهار روز از رجب ثواب زیادى رسیده ؛ از جمله آنکه ، ملک الموت به صورت جوانى با لباس خوب با قدحى از شراب بهشت ، وقت قبض روح او حاضر مى شود، و آن شراب را به او بدهد تا سکرات مرگ بر او آسان شود.

و شیخ صدوق از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که هر که یک روز از آخر ماه رجب روزه بگیرد، حق تعالى او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از ترس بعد از مرگ و از عذاب قبر ایمن گرداند و بدان که از براى روزه گرفتن بیست و چهار روز از رجب ثواب زیادى رسیده ؛ از جمله آنکه ، ملک الموت به صورت جوانى با لباس خوب با قدحى از شراب بهشت ، وقت قبض روح او حاضر مى شود، و آن شراب را به او بدهد تا سکرات مرگ بر او آسان شود و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست که هر کس در شب هفتم رجب چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد را یک مرتبه و توحید را سه مرتبه و سوره فلق و ناس را و بعد از فراغ، ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه تسبیحات اربعه بخواند حق تعالى او را در سایه عرش جاى مى دهد و به او ثواب روزه دار ماه رمضان عطا مى کند و برایش ملائکه استغفار مى کند تا از این نماز فارغ شود و جان دادن و فشار قبر را بر او آسان گرداند و از دنیا بیرون نرود مگر اینکه جاى خود را در بهشت ببیند و حق تعالى او را از فزع اکبر ایمن گرداند.

عزاداری

شیخ کفعمى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده است هر کس ک‍ه هر روزه ده مرتبه این دعا را بخواند حق تعالى چهار هزار گناه کبیره او را بیامرزد و او را از سکرات مرگ و فشار قبر و هول قیامت نجات دهد و از شر شیطان و لشکرهاى او محفوظش بدارد و دینش ادا شود، و غم و همش ‍ زایل گردد این دعا این است : اعددت لِکُلِ هول لا اِله اِلا الله ، و لِکُلِ هم و غم ما شاءِ الله ، و لِکُلِ نِعمَةُ الحمد لله، وَ لِکُلِ رِخاء الشُکرِ لله، و لکل اُعجوبَة سبحانَ الله، و لِکُلِ ذنب استغفر الله، وَ لِکُلِ مُصیبَةُ انا لِلّه و اِنا اِلَیهِ راجعون، و لِکُلِ ضیقُ حسبىِ الله و لِکُلِ قَضاءُ وَ قَدَرَ تَوُکُلت على الله، و لِکُلِ عدو اعتصمَتُ بِالله، وَ لِکُلِ طاعَةُ وَ مَعصیَة لا حول و لا قُوَةَ اِلا بِاللهِ العَلىِ العَظیم. و بدان نیز که از براى این ذکر شریف ، هفتاد مرتبه فضل عظیم است از جمله آنکه وقت مردن او را مژده و بشارت دهند و آن ذکر این است : یا اسمع السامعین و یا ابصر الناظرین و یا اسرع الحاسبین و یا احکم الحاکمین .

شیخ کلینى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: از قرائت سوره زلزال ملول نشوید زیرا که هر که این سوره را در نوافل خود بخواند حق تعالى زلزله بر او وارد نسازد و او را به زلزله و صاعقه و به آفتى از آفات دنیا نمیراند، و در وقت مردن او ملکى کریم از نزد حق تعالى بر او نازل شود و بالاى سر او بنشیند و بگوید: اى ملک الموت ، نسبت به ولى خدا مدارا کن زیرا که او مرا بسیار یاد مى کرد.

 

برگرفته از کتاب منازل الاخرة